۵۹- جواز استفاده از واژه عشق درباره‌ی خداوند و اولیاء الله

بسم الله الرحمن الرحیم

قسمتی از کتاب «عشق مجازی؛ بر اساس دروس استاد حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد حسن وکیلی» به قلم حجت‌الاسلام شیخ حمزه فکری

حسن استعمال مادّة «عشق» دربارة خداوند متعال وأولیاء وی

برخی از مخالفین عرفان استعمال مادّة «عشق» را دربارة خداوند متعال و أولیاء وی مذموم شمرده‌اند و از همین رو اشعار عرفانی متداول را مخالف مذاق شارع شمرده‌اند. این گروه معمولاً به دو دلیل در این باب تمسّک کرده‌اند:

دلیل اوّل: مادّة «عشق» در آیات و روایات دربارة عشق ممدوح به کار نرفته‌است، چرا که شهوت در معنای عرفی آن أخذ شده است[۱] و به همین جهت باید از استعمال آن در امور غیرشهوانی احتراز جست.

پاسخ: گرچه عشق در روایات در عشق مذموم نیز استعمال شده‌، ولی در موارد ممدوح نیز به کار رفته است؛ مانند:

۱-  عن رسول‌الله‌ صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم:

«أَفضَلُ الناسِ مَن عَشِقَ العِبادةَ فعانَقَها و أَحَبَّها بِقَلبِهِ و باشَرَها بِجَسَدِهِ و تَفَرَّغَ لَها فَهُو لایُبالِی عَلَى ما أَصبحَ مِن الدّنیا عَلَى عُسرٍ أم عَلَى یُسرٍ.» [۲]

علامة مجلسی در ذیل این روایت می‌فرماید:

«بیان: عَشِقَ من باب تَعِبَ و الاسم «العِشق» و هو الإفراط فی المحبة أی أحبّها حبّاً مفرطاً من حیث کونه وسیلةً إلى القرب الذی هو المطلوب الحقیقی. و ربّما یتوهّم أنّ العشق مخصوص بمحبّة الاُمور الباطلة فلا یُستعمل فی حبّه سبحانه و ما یتعلّق به، و هذا یدلّ على خلافه.» [۳]

۲-  عن رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم:

«إِنّ الجَنّةَ لأَشوَقُ إلَى سَلمانَ مِن سَلمانَ إلَى الجَنّةِ و إنّ الجَنّةَ لأَعشَقُ لِسَلمانَ مِن سَلمانَ إلَى الجَنَّة.» [۴]

۳-  از حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام در وصف کربلای معلّی و حضرت سیّدالشهداء علیه‌السلام و اصحابشان روایت شده:

«مَصارِعُ عُشّاقٍ شُهَداءَ لایَسبِقُهُم مَن کانَ قَبلَهُم وَ لا یَلحَقُهُم مَن بَعدَهُم.» [۵]

۴- در روایت معروف به «نثرالدّرر» از حضرت امام صادق علیه‌السلام روایت شده‌است:

«و لا غِنَى بِالزَّوجَةِ فیما بَینهَا و بَینَ زَوجِها المُوافِقِ لَها عَن ثَلاثِ خِصال:‏ …  و إظهارُ العِشقِ‏ لَهُ بِالخِلابَةِ و الهَیئَةِ الحَسَنَةِ لَها فِی عَینِه.» [۶]

۵- در حدیث قدسی آمده است:

«إذا کانَ الغالِبُ عَلَى عَبدىَ الاشتِغالَ بى جَعَلتُ هِمَّتَهُ و لَذَّتَهُ فى ذِکرى، فَإذا جَعَلتُ هِمّتَهُ و لَذّتَهُ فى ذِکرى عَشِقَنى و عَشِقتُهُ وَ رَفَعتُ الحِجابَ فیما بَینى وَ بَینَهُ، لا یَسْهو إذا سَها النّاسُ؛ اُولَئِکَ کَلامُهُم کَلامُ الأنبیاءِ، اُولَئِکَ الأبطالُ حَقّاً، اُولَئِکَ الّذین إذا أرَدتُ بِأهلِ الارضِ عُقوبَةً أو عَذاباً ذَکَرتُهُم فیها فَصَرَفتُهُ بِهِم عَنهُمْ.» [۷]

۶- و نیز در حدیث قدسی آمده است:

«مَن طَلَبنی وَجَدَنی، و مَن وَجَدَنی عَرَفَنی، و مَن عَرَفَنی أحبَّنی و مَن أحَبَّنی عَشِقَنی، و مَن عَشِقَنی عَشِقْتُه، و مَن عَشِقْتُه قَتَلتُه، و مَن قَتَلتُه فَعَلَیَّ دِیَتُهُ، و مَن عَلَیَّ دِیَتُهُ فَأنَا دِیَتُهُ.» [۸]

روایات دیگری نیز در باب عشق ممدوح در قسمت دوّم کتاب گذشت.

دلیل دوّم: در آیات قرآن و جوامع روائی هیچ‌گاه عشق به خداوند نسبت داده نشده و خطاب به او «یا عاشق» و «یا معشوق» گفته نشده‌است، و چون در به‌کاربردن معانی مربوط به «قدس مقام ربوبیّت و الوهیّت» مثل اسماء‌الحسنی شرط ادب این است که بر الفاظی که در شرع و لسان شارع مقدّس و کتاب و سنّت آمده اقتصار شود، از این جهت تعبیر از حبّ به خدا به «عشق» و از خدا به «معشوق» و از بنده به «عاشق» خلاف این ادب است. همان‌طور که خواجة طوسی در اطلاق اسمائی غیر از اسماء‌الحسنی بر ذات اقدس حق جلّ‌اسمه اظهارنظر فرموده و آن‌ را منع کرده است. [۹]

علامة مجلسی نیز در ادامة عبارت سابق می‌فرماید:

«و إن کان الأحوط عدم إطلاق الأسماء المشتقّة منه على الله تعالى بل الفعل المشتقّ منه أیضاً بناءً على التوقیف.»

پاسخ: اگر مراد این است که در زبان فارسی این استعمال خلاف ادب است ـ چنانکه در اشعار فارسی عرفانی متداول است ـ به هیچ وجه صحیح نیست؛ چون هیچ دلیلی وجود ندارد که الفاظ مستعمل در زبان فارسی در زبان عربی نیز به همان شکل مستعمل باشد. همانطور که نه لفظ خدا در لسان قرآن و روایات به کار می‌رود و نه تعبیر «قدس مقام ربوبیت» که در این عبارات استفاده شده‌است.

عشق در زبان فارسی به معنای محبّت شدید است و بار منفی نیز ندارد و کاملاً طبیعی است که به جای تعبیر حبّ شدید و نظیر آن که در روایات آمده است در معادل فارسی از عشق استفاده شود.

امّا اگر مراد استعمال این کلمه در زبان عربی است، باید دانست که این کلمه در زبان عربی در قرون أخیر هیچ بار منفی ندارد و اگر فرض کنیم در عصر نصوص مشعر به محبّت مذموم بوده و لذا بر خداوند اطلاق نمی‌شده، در عصر کنونی منقول گشته است و لذا اطلاق اسنادی آن دربارة خداوند جائز است، آری اطلاق اسمی آن شاید مطابق احتیاط نباشد. [۱۰]

در أدعیة معصومین علیهم‌السّلام بسیار است الفاظی که استعمال مادّة آن به شکل اسمی بر خداوند مأثور نیست ولی اسناد آن بی‌مانع است؛ مانند آنکه می‌گوئیم: و وَصلُکَ مُنَى نَفسی و إلَیکَ شَوقِی و فی مَحَبَّتِکَ وَلَهی و إلَى هَواکَ صَبابَتی؛[۱۱]‏ درعین‌حال «موصول» و «مشوق إلیه» و «مهویّ» و «مصبوب إلیه» می‌تواند از أسماء إلهی نباشد.

محقّق سبزواری در این‌باره می‌فرماید:

«قولنا: أو ما شئتَ فَسَمِّه، کالمحبّة و المشیّة و نحوهما و إن لم نُطلق بعضَها علیه تسمیةً بحسب التّوقیف  الشّرعىّ لکن یجوز إسناداً کما هو مشروح فى علم الکلام، و أمّا لفظ العشق فهو کلفظ المحبّة فى المعنى‏.

نیست فرقى در میان حبّ و عشق             شام در معنى نباشد جز دمشق‏

و فى کُتب الحکماء و العرفاء متداول. و فى القدسى: مَن عَشِقَنى عَشِقتُهُ ـ الحدیث. إلّا أنّ النّبىّ بما هو نبىّ ءَاتٍ بالآداب لم یداوله حراسةً للنظام.» [۱۲]

آری، اگر کلمه‌ای معادل با عشق (به معنای محبّت بسیار شدید) در زبان عربی یافت شود که کثرت استعمال آن مخلّ به فصاحت نباشد، مسلّماً استعمال آن در زبان عربی بلکه فارسی بهتر از لفظ عشق است، زیرا تشبّه به الفاظ قرآن و سنّت و نزدیک‌تر شدن به آن – گرچه واجب نیست – مسلّماً امری راجح و مطلوب است، ولی سخن در یافتن چنین کلمه‌ای است.

مرحوم حضرت آیة‌الحق و العرفان  حاج میرزا علی قاضی أفاض‌الله‌علینامن‌برکات‌علومه بیانی بسیار شیرین در این باب دارند[۱۳] و از جمله به این حدیث شریف تمسّک می‌فرمایند:

«عن أحمد بن محمد بن أبی نصر، قال: قلت: لأبی‌الحسن الرضا علیه‌السّلام: إنَّ الحسن‌بن‌محبوب الزَّرّادَ أتانا عَنکَ برِسالةٍ، قال:

صَدَقَ، لا تَقُلِ الزَّرّادَ، بل قُلِ السَّرّادَ إنّ اللّه تعالى یقول: «وَ قَدِّرْ فِی السَّرْدِ.»» [۱۴]

همین نکته در الفاظ متداول درالسنة فقها و اصولیین نیز مطرح است. اگر ایشان  از آغاز به جای استفاده از کلماتی چون اجتهاد و تقلید و کلام و شارع و جاعل و أصالةالصحّة و قاعدة ید و … (که در لسان شرع مرسوم نیست یا مذموم است) و یا تغییردادن در معانی الفاظی چون کراهت و وجوب و فریضه و … از الفاظ قرآنی و روائی کمک می‌گرفتند مسلّماً راجح بود؛ ولی اکنون که این کلمات به صورت اصطلاح درآمده است چاره‌ای از استعمال آن نیست[۱۵].

تعابیری چون: حبّ شدید در عربی و فارسی تقریباً معادل عشق است ولی استعمال آن در اشعار خصوصاً با تکرار، مخلّ به فصاحت شعر و نیز مخلّ به آثار فصاحت چون شعله‌ور نمودن آتش محبّت در قلب خواننده و انس با شعر است. به عنوان مثال در این شعر:

تجلّی حسنُ مشعوقٍ لأحبابٍ و عشّاقِ                بتنزیهٍ و تشبیهٍ و تقییدٍ و إطلاقِ

اگر به جای مادّة عشق بخواهیم از حبّ شدید استفاده کنیم باید به جای مصراع اوّل بگوئیم: تجلّی حسن محبوب حبّاً شدیداً لمن یحبّه قلیلاً و من یحبّه کثیراً که این تعبیر تمام لطافت شعر را از بین می‌برد.

باری، زیبائی لفظی کلمه عشق و داشتن مشتقات فعلی و اسمی گوناگون سبب شده است که به طور طبیعی در ادبیات شعری از آن بسیار استفاده شود.

[۱] رک: نفس‌الرحمن، ص۳۵۲-۳۵۴

[۲] الکافی، ج۲، ص۸۳، ح۳

[۳] بحار، ج‏۶۷، ص۲۵۳

[۴] روضةالواعظین ج‏۲ ، ص۲۸۲

[۵] بحار، ج۴۱، ص۲۹۵

[۶] تحف‌العقول، ص۳۲۳؛  بحار، ج۷۵، ص۲۳۵؛ عشق در این روایت مسلّماً ممدوح است و ظاهراً به اطلاقش عشق غیرشهوانی را نیز شامل می‌شود.

[۷] عوارف‌المعارف، ج۲، ص۱۴؛ و رک الرسالةالقشیریّة، ص۳۳۵

[۸] قرةالعیون، ص۳۶۶؛ الکلمات‌المکنونة، ص۸۰

[۹] بیانات حضرت آیة‌الله حاج‌شیخ لطف‌الله صافی گلپایگانی، مجلة نور‌الصادق علیه‌السلام، ش ۱۲، ص ۹ ـ ۱۱؛ و رک شرح الزیارةالجامعةالکبیرة، للشیخ أحمد الأحسائی ، ج۱ ، ص۲۱۶، ذیل فقرة «التامّین فی محبة‌ الله»

[۱۰] اطلاق أسمائی که صدق آنها بر ذات مشکوک است و نیز اسمائی که اطلاق اسمیش موجب نقص است، مانند: المستهزئ و الماکر و … صحیح نیست (و توقیفیّت أسماء مربوط به این دو حوزه است) ولی در غیر این صورت هیچ دلیلی بر عدم جواز وجود ندارد و در هر حال اطلاق وصفی آن جائز می‌باشد.

[۱۱] بحار الأنوار،۹۱، ص۱۴۸

[۱۲] معادشناسی، ج۳، ص۲۱۰ به نقل از حاشیه بر شرح منظومه، ص۱۸۰

[۱۳] شرح دعای سمات، ص۶۰و۶۱

[۱۴] اختیار معرفة الرجال، ص۵۸۵؛ و نظیر این روایت در قرب‌الإسناد، ص۳۶۴ نیز آمده است.

[۱۵] عجیب است که عدّه‌ای در تمام بحث‌های فقهی و اصولی و کلامی خود از الفاظی استفاده می‌کنند که در شرع مقدّس و لسان قرآن کریم و أهل‌بیت علیهم‌السّلام مرسوم نیست و گاه مذمّت نیز شده است، با اینکه می‌توانند از الفاظ دیگری استفاده کنند، ولی وقتی به اصطلاحات عرفانی می‌رسند فوراً زبان به اعتراض می‌گشایند و به دنبال استعمال قرآنی و روائی آن می‌گردند. مگر عرفان و حکمت با فقه و اصول و کلام چه تفاوتی دارد که جعل اصطلاح در لسان فقها و اصولیان و متکلّمان جائز است و در لسان عرفا ممنوع می‌باشد؟!






مطالب پیشنهادی :



۷ نظر در “۵۹- جواز استفاده از واژه عشق درباره‌ی خداوند و اولیاء الله”

  • Hajmostafa نوشته شده در ۱۶ بهمن, ۱۳۹۱, ۳:۵۵

    با سلام خدمت آقای وکیلی
    اگه امکان داره بعضی از مطالب را به صورت صوتی قرار بدهید
    چون بازدید بیشتر و شیرین تر میشود
    با تشکر

    [پاسخ]

  • Hajmostafa نوشته شده در ۱۶ بهمن, ۱۳۹۱, ۴:۰۰

    با سلام خدمت آقای وکیلی
    شبهات و سوالات خود در حول عرفان را در کجایی سایت مطرح کنیم ؟

    [پاسخ]

  • توکلی نوشته شده در ۱۷ بهمن, ۱۳۹۱, ۱۱:۵۰

    تا به کی می خواهید با تمسک به روایات ضعیف و احادیث قدسی مطالب غلط خودتون رو به خورد ملت بدید!!؟؟
    تقوا پیشه کنید

    [پاسخ]

    شیخ محمدحسن وکیلی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۸م, ۱۳۹۱ ۸:۴۸ ب.ظ:

    استفاده از روایات در علم اصول و حدیث روش‌هائی دارد که جهت اطلاع از آن باید لطف کنید به علوم مربوطه مراجعه بفرمائید.
    اجمالاً در بسیاری از مسائل احتیاجی به سند اطمینانی یا معتبر نیست و نقل روایات غیر اطمینانی در این دست مباحث گاهی به عنوان دلیل و گاه به عنوان مؤید سیره مستمر همه علمای شیعه است. اساس تمام روایات تاریخی و مقاتل و روایات اخلاقی و اعتقادی بر همین منوال است؛ چون غرض افتاء نیست، بلکه بیان تاریخ یا تأیید یک گزاره اعتقادی است که مستند اصلی آن برهان است یا جمع قرائن و تحصیل اطمینان از مجموع روایات.
    بحث حاضر نیز از همین باب است. مثلاً در بحث حاضر غرض جواز استعمال یک کلمه است که ورود آن در یک روایت مثل «من عشق العبادة» و تلقی به قبول آن از سوی مرحوم کلینی برای جواز استفاده آن کافی است و لذا مرحوم مجلسی ثانی نیز این حدیث را دلیل بر صحت استعمال این کلمه در محبت به امور ممدوحه دانسته‌اند. استعمال آن درباره خداوند متعال به عنوان وصف نیز ذاتاً محظوری ندارد و ورایات نیز مؤید است. اگر در متن بیشتر تأمل بفرمائید روشن می‌شود که از روایات برای اثبات یک مطلب غلط استفاده نشده است.
    اطلاق

    [پاسخ]

  • محمدضیا نوشته شده در ۲۴ بهمن, ۱۳۹۱, ۱۰:۱۸

    باسلام خدمت استادوکیلی. آیا شعرائی همچون حافظ ابیاتی که در مورد شاهدبازی دارند واقعا دال برهمین مطلب میباشد. اگر امکان دارد با توجه به تبلیغات سوئی که مخالفان عرفان از این مطلب میبرند توضیحاتی بفرمایید. با تشکر

    [پاسخ]

    شیخ محمدحسن وکیلی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸م, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۴ ق.ظ:

    سلام علیکم
    این بحث در کتاب عشق مجازی مفصل مطرح شده است . ان شاء الله تا چند روز دیگر همه‌ی بخش‌هایش روی پایگاه قرار می‌گیرد.

    [پاسخ]

  • محمد رضا نوشته شده در ۱۷ فروردین, ۱۳۹۲, ۱۸:۰۴

    سلام علیکم و رحمة الله و برکاته ضمن عرض خسته نباشید و خدا قوت و با تشکر از مطالب بسیار مفید،آیا کتاب عشق مجازی تاکنون چاپ شده است. در صورت چاپ از کجا می‌توان تهیه کرد. التماس دعا

    [پاسخ]

نوشتن دیدگاه